مدد یا طفل نینوا
بابا حسین
شقایق
اکبر (علی اکبر)
یار ، دلبر
خواهر امامت
ارادت، ادب، آب، ابوالفضل
...................................
چه کسی تعیین کننده است ؟
چه کسی ؟ چه چیزی ؟ به چه حقی؟ چه کسی تعیین کننده است ؟
چه کسی باید چه چیزی رو تعیین کنه؟
به چه حقی؟ با کدوم دستور و مجوزی ؟
اصلا کسی باید چیزی رو تعیین کنه ؟
چه کسی ارزشها رو تعیین می کنه ؟ چه کسی باید ارزشهارو تعیین کنه ؟ چه کسی می گوید چه چیز ارزش است ؟ چه کسی زشتی و زیبایی رو مشخص می کنه ؟ چه کسی خط کشی می کنه ؟ چه کسی جدا می کنه ؟ معیار چیست ؟ چرا مرز در عقل و جنون باریک است؟ کفر و ایمان به هم نزدیک است ..
آیا اساسا باید مرز و حد و معیار وجود داشته باشه ؟ آیا کسی باید این کارو انجام بده؟
چه کسی چه چیزی رو مد می کنه ؟
کدوم لباس و کدوم ارزش مده ؟
مد چیه ؟
تکلیف چیه ؟ چه کسی تعیین تکلیف می کنه ؟ کی برای کی تعیین تکلیف کنه ؟
این رنگ زیباست ؟ این لباس مده ؟ کی می گه چی زیباست ؟ کی میدونه زیبایی چیه ؟
نظر کی درسته ؟ اصلا زیبایی چه تعریفی داره ؟
اصلا کی باید تعریف کنه ؟
کی تعریفهارو ارائه می ده ؟
دین اسلام بهترین دینه ؟ کی اینو گفته ؟ مسیحیت؟ کی ؟ به چه حقی ؟ با کدوم مجوزی؟
آب توی صد درجه به جوش میاد؟ قبوله . ثابت شده .
اما کی می گه لب انجلینا جولی قشنگه ؟ تو کدوم آزمایشگاه ثابت شده ؟![]()
راستی کی ؟
وسعت این سوال به وسعت آدمی است .
کی می دونه وسعت آدمی چقدره ؟
بیاید به قدر وسعمون برای خودمون سوال طرح کنیم .
و البته دنبال جواب باشیم.
کی می دونه شاید رسالت ما همین باشه .
..........................................................................
امروز نینوای وجود آدمیت به تو
سلام می دهد.
السلام و علیک یا ثارالله .
که همه روزها عاشورا است و
و همه زمین ها کربلاست.
کربلایی دلبر
سلام.
دیواری از هیچ ..
هیچ چیز نیستم . هیچ چیز. هیچ .
البته نه هیچ هیچ . من یک قوه ام و به فعلیت نرسیدم و تا وقتی که به فعل نرسم هیچم، هیچی هستم با قوه فعلیت همه چیز
این هیچ میل شدیدی به فعلیت دیوار دارد . اگرچه که دیوار فعلیت جالبی بنظر نمی آید اما هیچ این فعلیت را دوست می دارد. دی وار – دی وار
دیواری برای تو، فقط تو ، نه برای شما ، برای هر تویی
تا شانه هایت را به آن تکیه دهی و خستگی شانه ها را بگیری . هیچ تو را و شانه هایت را دوست می دارد . هیچ جنس انسان را دوست می دارد. دوست داشتنی که تعریفی ندارد . اصولا هیچ ، هیچ تعریفی ندارد.
همه دیوارها برای نوشتن هستند . اما دیوار هیچ نه . فقط شانه هایت را تکیه ده که بر هیچ هیچ نتوان نوشت . نیاز هیچ به شانه های تو(اگر شانه های تو نباشد هیچ حس می کند که هیچ است . آیا هیچ هم حب ذات دارد ؟؟!!) بیشتر از نیاز تو به دیواری برای تکیه است .
تا وقتی خسته ای تکیه کن .
در حساب هیچ هیچ است .
پس چیزی ننویس وتکیه کن.
دیوار تو را دوست می دارد.
................................................
دیوار کنار رود واقع در روستایی دور هر روز در رود خود را دید جز دیوار ندید . دی وار دی وار
دیوار خرسند چند صباحی پذیرای مهمانی بود مهمانی که غریبه بود بعد از عزیمت مسافر دیوار در مرکز خود چیز جدیدی یافت . دیگر از دیوار بودن خرسند نبود ...
دلبر

