تبليغاتX
دلبر 14 ساله !

دلبر 14 ساله !

امروز نینوای وجود آدمیت به تو سلام می دهد. السلام و علیک یا ابا عبدالله ..
مظلوم

 

 

مدد یا طفل نینوا

 

 

بابا حسین

 

 

شقایق

 

 

اکبر (علی اکبر)

 

 

یار ، دلبر

 

 

خواهر امامت

 

 

ارادت، ادب، آب، ابوالفضل

...................................

چه کسی تعیین کننده است ؟

چه کسی ؟ چه چیزی ؟ به چه حقی؟ چه کسی تعیین کننده است ؟

(سوال مهمیه . به شوخی برگزار نشه . مال شما کیه ؟ عقل - تفکر- احساس- رسانه- کتاب- دوست- خدا- خودت - مردم... چه کسی ؟)

چه کسی باید چه چیزی رو تعیین کنه؟

به چه حقی؟ با کدوم دستور و مجوزی ؟

اصلا کسی باید چیزی رو تعیین کنه ؟

چه کسی ارزشها رو تعیین می کنه ؟ چه کسی باید ارزشهارو تعیین کنه ؟ چه کسی می گوید چه چیز ارزش است ؟ چه کسی زشتی و زیبایی رو مشخص می کنه ؟ چه کسی خط کشی می کنه ؟ چه کسی جدا می کنه ؟ معیار چیست ؟ چرا مرز در عقل و جنون باریک است؟ کفر و ایمان به هم نزدیک است ..

آیا اساسا باید مرز و حد و معیار وجود داشته باشه ؟ آیا کسی باید این کارو انجام بده؟

چه کسی چه چیزی رو مد می کنه ؟

کدوم لباس و کدوم ارزش مده ؟

مد چیه ؟

تکلیف چیه ؟ چه کسی تعیین تکلیف می کنه ؟ کی برای کی تعیین تکلیف کنه ؟

این رنگ زیباست ؟ این لباس مده ؟ کی می گه چی زیباست ؟ کی میدونه زیبایی چیه ؟

نظر کی درسته ؟ اصلا زیبایی چه تعریفی داره ؟

اصلا کی باید تعریف کنه ؟

کی تعریفهارو ارائه می ده ؟

دین اسلام بهترین دینه ؟ کی اینو گفته ؟ مسیحیت؟ کی ؟ به چه حقی ؟ با کدوم مجوزی؟

آب توی صد درجه به جوش میاد؟ قبوله . ثابت شده .

 اما کی می گه لب انجلینا جولی قشنگه ؟ تو کدوم آزمایشگاه ثابت شده ؟

راستی کی ؟

وسعت این سوال به وسعت آدمی است .

کی می دونه وسعت آدمی چقدره ؟

بیاید به قدر وسعمون برای خودمون سوال طرح کنیم .

و البته دنبال جواب باشیم.

کی می دونه شاید رسالت ما همین باشه .

..........................................................................

 

امروز نینوای وجود آدمیت به تو

 

 

سلام می دهد.

 

 

السلام و علیک یا ثارالله .

 

 

 

که همه روزها عاشورا است و

 

و همه زمین ها کربلاست.

 

 

 

 

کربلایی دلبر

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+نوشته شده در پنجشنبه بیستم دی 1386ساعت21:3توسط بیتا سالک |
سلام .

سلام.

 

دیواری از هیچ ..

 

هیچ چیز نیستم . هیچ چیز. هیچ .

البته نه هیچ هیچ . من یک قوه ام و به فعلیت نرسیدم و تا وقتی که به فعل نرسم هیچم، هیچی هستم با قوه فعلیت همه چیز

این هیچ میل شدیدی به فعلیت دیوار دارد . اگرچه که دیوار فعلیت جالبی بنظر نمی آید اما هیچ این فعلیت را دوست می دارد. دی وار – دی وار

دیواری برای تو، فقط تو ، نه برای شما ، برای هر تویی

تا شانه هایت را به آن تکیه دهی و خستگی شانه ها را بگیری . هیچ تو را و شانه هایت را دوست می دارد . هیچ جنس انسان را دوست می دارد. دوست داشتنی که تعریفی ندارد . اصولا هیچ ، هیچ تعریفی ندارد.

همه دیوارها برای نوشتن هستند . اما دیوار هیچ نه . فقط شانه هایت را تکیه ده که بر هیچ هیچ نتوان نوشت . نیاز هیچ به شانه های تو(اگر شانه های تو نباشد هیچ حس می کند که هیچ است . آیا هیچ هم حب ذات دارد ؟؟!!) بیشتر از نیاز تو به دیواری برای تکیه است .

تا وقتی خسته ای تکیه کن .

در حساب هیچ هیچ است .

پس چیزی ننویس وتکیه کن.

دیوار تو را دوست می دارد.

................................................

دیوار کنار رود واقع در روستایی دور هر روز در رود خود را دید جز دیوار ندید . دی وار دی وار

دیوار خرسند چند صباحی پذیرای مهمانی بود مهمانی که غریبه بود بعد از عزیمت مسافر دیوار در مرکز خود چیز جدیدی یافت . دیگر از دیوار بودن خرسند نبود ...

 

دلبر

 

 

+نوشته شده در یکشنبه شانزدهم دی 1386ساعت17:17توسط بیتا سالک |