چه موقع آنقدر تجربه بدست می آورم که بتوانم با اطرافیانم رابطه ی بدون اصطکاکی داشته باشم؟
آیا راهی برای شاد بودن در رابطه ها وجود دارد؟ یا باید مرتب دستخوش چالش بشویم.
تو در مورد رابطه ها نباید چیزی یاد بگیری، تو فقط آنچه را از پیش می دانی باید به کار بری.
راهی برای بهره بردن از رابطه ها وجود دارد، و آن این است که از رابطه ها برای مقصود مورد نظر آنها و نه
مقصودی که تو از آنها داری، استفاده کنی.
رابـطـه ها پیوسته چـالـش می طلبند، پیوسته تـو را فــرا می خوانند بـرای آن که جنبه های بـالاتـری از
وجودت را،تصویرهای متعالی تری از خودت را، شکل های متفاوتی از خودت را خلق،تبین و تجربه کنی.
هیچ کـجا تو نمی توانی به این فوریت، با این دقـت و نفـوذ پذیری، جـز از طـریق رابطه چنین کاری
انجام دهی. در واقع بدون رابطه تو به هیچ وجه نمی توانی چنین کاری انجام دهی.
این صـرفا" از طـریق ارتباط با سایر مـردم، مـکان ها و رخـدادها است که تــو می توانی (به عنوان یک
کمیت قابل درک به عنوان چیزی قابل شناسایی) در عالم هستی وجود داشته باشی.
یادت باشد، اگر چیزهای دیگری نباشند، تو هم نیستی.
تو صرفا" از رابطه با آن چیزی که وجود ندارد، آن چه هستی، می باشی.
این قانون عالم نسبیت در مقابل عالم مطلق است، که پروردگار بر آن حاکم می باشد.
کتاب: گفتگو با خدا (جلد اول)
ترجمه ی زیبا و روان: خانم توراندخت تمدن (مالکی)
نویسنده: Neale Donald Walsch
انتشارات: دایره
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
دوستان خوبم، در حال حاضر تصمیم دارم دوشنبه ها و پنج شنبه ها ی هر هفته
مطلبی رو در پست جدید براتون بگذارم. لحظه هاتون سرشارازشادی و سلامتی.
I LOVE GOD
I LOVE YOU
می خواه و گل افشان کن از دهر چه میجویی
این گفـت سحرگه گل بلبل تو چـه میگویی
مسـند بـه گلستان بر تا شاهد و ساقی را
لـب گیری و رخ بوسی می نوشی و گل بویی
شـمـشاد خرامان کن و آهنگ گلستان کن
تا سرو بیاموزد از قد تو دلـجویی
تا غنچـه خندانـت دولت به کـه خواهد داد
ای شاخ گـل رعـنا از بـهر کـه میرویی
امروز کـه بازارت پرجوش خریدار اسـت
دریاب و بـنـه گـنـجی از مایه نیکویی
چون شمـع نـکورویی در رهگذر باد اسـت
طرف هـنری بربـند از شـمـع نـکورویی
آن طره که هر جـعدش صد نافـه چین ارزد
خوش بودی اگر بودی بوییش ز خوش خویی
هر مرغ بـه دستانی در گلـشـن شاه آمد
بلـبـل بـه نواسازی حافـظ به غزل گویی


