تبليغاتX
دلبر 14 ساله ! - گـــفـــتــــــــگــــو بـــــا خـــــــــــدا (۱۸)

دلبر 14 ساله !

گـــفـــتــــــــگــــو بـــــا خـــــــــــدا (۱۸)
 

این جـمله خیلی رمانتیک است اگـر بگویی تــو << کسی نبودی >> تا اینکه آن فـرد بخـصـوص وارد

زندگی تـو شد. چون چنین چیزی واقـعیت ندارد. از آن بدتر، چنین تعریفی، بـار فوق العاده سنگینی

بـردوش دیگری می گذارد. بـرای آن که او را مـوظـف می سازد تا هـمـه ی چـیزهایی کـه طـرف مـقـابـل

 نیست، باشد.

در رابطه ها برای آن که << تـو تحقیر نشوی >> دیگری نهایت سعی خود را می کند تا آن چه تـو از او

انـتـظـار داری بـاشـد و آن چــه از او می خواهی انـجـام دهد، تـا آن کـه می بـینـد دیگـر بـرایش مـیسر

نیست. او بیش از این نمی تواند نقشی را که تو برایش تعیین کرده ای، ایفا کند.

رنـجـش شروع می شود و خـشـم به دنبال خواهد داشت.

خیلی جالب و رمانتیک است، اگر بگویی اکنون که این فرد بخصوص وارد زندگی تـو شده، تو احساس

کامل بودن می کنی. در حالی که مقصود از برقراری رابـطـه این نیست که کس دیگری تـو را کامل کند،

بلکه کسی را داشته باشی که با او بتوانی کـمـالـت را تقسیم کنی.

این معمای همه ی رابطه های انسانی است. تو فکر می کنی برای آن که به طور کامل گوهر الهی ات را

تجربه کنی، نیازبه شخص ثالثی داری، و ... بدون او تو احساس هیچ بودن می کنی.

این، هم، رمــز، و هم شگـفـتـی، هم نا امـیدی و هم نـشـاط تـجـربـه ی بشری است. زنـدگی کردن در

چهار چوب این معما نیاز به درک عمیق و تمایل کامل دارد. اگر دقت کنی کمتر افرادی به این موضوع

توجه دارند.

 

دوستان عزیزم، پست مطلب جدید پنج شنبه. به لطف حق تا آخر خرداد ماه با شما ازطریق این مطالب همراه هستم. لحظه هاتون شاد باد.

+نوشته شده در دوشنبه سیزدهم خرداد 1387ساعت1:27توسط بیتا سالک |